سومین شاگرد

آرام و بی‌صدا با نگاهی گنگ و گیج زل می‌زند. اواخر مهر ماه، همراه پدرش به کلاس آمد. کتاب نداشت و دفتر و وسایل دیگر هم تهیه نکرده بود‌. در کلاس شاد حضور نداشت و فقط نامش روی کاغذی که لیست هر کلاس نوشته شده بود، در آخرین خط اضافه شده بود.

روی اولین نیمکت کنار نازنین‌زهرا نشست. با پدرش صحبت کردم، گفت طلاق گرفته است و فرزندش به محبت نیاز دارد. درگیر کار است و نتوانسته به‌موقع به وضعیت ایشان رسیدگی کند. از کلاس شاد پرسید و اینکه نتوانسته وارد شود. به مدیر ارجاعش دادم و به کلاس برگشتم. او با هم‌کلاسی‌ها و هم‌کلاسی‌هایش با او آشنا شدند. نازنین‌زهرا به او در انجام فعالیت‌ها کمک می‌کند. در نوشتن ضعیف است. آرام و خجالتی است. اگر بخواهد چیزی بگوید منتظر می‌ماند تا دیگران بروند.

حالا در کلاس شاد عضو شده است اما فعالیتی ندارد و تکالیف را ارسال نمی‌کند. دو نشانه را تدریس کرده‌ام اما حتی سرمشق‌ها را در دفتر هم ننوشته است. برای پدرش پیام می‌فرستم و می‌خواهم پیگیر انجام کارها باشد، پاسخی دریافت نمی‌کنم. لازم است امروز با مدیر مدرسه این موضوع را مطرح کنم.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.