مدرسه و هفته‌ی کتاب

زنگ تفریح با همکاران، در دفتر مدرسه به چای و گفتگو مشغول بودیم. معاون مدرسه فرصت را غنیمت شمرد تا درباره‌ی مردودی‌های امسال تذکری دهد؛ امسال مردودی نخواهیم داشت. هر کاری لازم است در طی سال انجام دهید چون در تعطیلات تابستان اتفاقی نخواهد افتاد و آموزش‌های تابستانه تغییری ایجاد نخواهد کرد. پس پیگیر بچه‌ها باشید و اگر دانش‌آموزی درس نمی‌خواند، به ما اطلاع دهید تا بررسی کنیم و اقدامات لازم را انجام دهیم.

در ادامه‌ی این صحبت، مدیر گفت: درک مطلب و خواندن و نوشتن مهم‌ترین مساله است. از کتابخانه‌ی مدرسه استفاده کنید. بخواهید بچه‌ها کتاب بخوانند، مطالعه کنند، خلاصه کنند و روی درک مطلب بچه‌ها کار کنید.

من پیش از این کتابخانه‌ی مدرسه را بررسی کرده بودم. کتابخانه‌ی مدرسه، یک کمد فلزی خاکستری رنگ با پنج طبقه بود که در دفتر مدرسه جای داشت. دو یا سه طبقه‌اش کتاب‌های درسیِ پایه‌های مختلف بود. یک یا دو طبقه هم کتاب‌های راهنمای معلم و کتاب‌هایی چون قصه‌هایی از قرآن، داستان‌های امامان و احکام. بنابراین، گفتم کتابخانه‌ی مدرسه، کتاب‌های باکیفیتی ندارد که بشود در کلاس استفاده کرد. گفتگو را ادامه دادیم. قرار شد مبلغی را برای تجهیز کتابخانه در نظر بگیریم و چند جلد کتاب به کتابخانه اضافه کنیم.

مبلغ اختصاصی پانصدهزار تومان بود. من مسئول خرید کتاب‌ها شدم و سعی کردم کتاب‌هایی که انتخاب می‌کنم نشان لاک‌پشت پرنده داشته باشد یا در کتابنامه‌ی رشد آموزش و پرورش معرفی شده باشد. با این هزینه ۳۵ جلد کتاب و چند نقشه تهیه کردم که هر کلاس با توجه به محتوای کتاب و رده‌ی سنیِ بچه‌ها، چند کتاب را به کتابخانه‌ی کلاس‌اش اضافه کرد.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.