چقدر به احساسات کودکان توجه می‌کنیم؟

آیا ما در کلاس احساس و نیاز کودک را در نظر می‌گیریم؟ اگر نوبت در گفتگو رعایت نمی‌شود، اگر تکالیف انجام نمی‌شوند، اگر بحث و درگیری در کلاس زیاد است، چه احساسی پشت آن است؟ چه نیازی وجود دارد؟ چرا احساسات مهم هستند؟

دستم را بالا نگه می‌دارم؛ یعنی به نوبت صحبت کنید و برای صحبت کردن دست بالا ببرید. دست‌شان را بالا می‌برند و همزمان حرف‌شان را هم می‌زنند. توضیح می‌دهم که بالا نگه داشتن دست یعنی منتظر ماندن برای انتخاب شدن و بعد صحبت کردن. نمی‌شود همزمان دست بالا برد و صحبت کرد. می‌گویم امیرمحمد از میان کسانی که دستشان را بالا نگه داشته‌اند، یک نفر را انتخاب کن. وقتی یک نفر انتخاب می‌شود، برخی بدون توجه به کسی که انتخاب شده، خیلی سریع حرفشان را می‌زنند. نمی‌توانند منتظر بمانند. می‌پرسم: شما را انتخاب کردند؟ می‌گویند نه! و فکر می‌کنم این پرسش، چه کمکی کرد!؟

گاهی از وسیله‌ای مثل میکروفن یا توپ استفاده کرده‌ام؛ هر کسی توپ را در دست دارد، می‌تواند صحبت کند و هر کسی صحبت کرد، یک نفر را انتخاب کند و توپ را برایش پرتاب کند. کسی را انتخاب کنید که کمتر صحبت کرده است. در چند روز اخیر جملۀ دیگری را اضافه کرده‌ام که نتیجۀ خوبی داشته است. جمله‌ای که احساس کودک را نشانه می‌گیرد:

می‌دانم که دوست داری به سوال پاسخ بدهی، اما می‌بینی که دوستانت هم مایل‌اند صحبت کنند. پس لطفا صبر کن. قانون این است که به نوبت صحبت کنیم.

یکی از دانش‌آموزانی که تمرکز پایینی دارد و بدون توجه به دیگران مدام صحبت می‌کند، بعد از شنیدن این جمله، در حالی که دستش را بالا نگه داشته بود، آرام برگشت، کنار صندلی خودش ایستاد و گفت باشه! من منتظر بودم که شروع کند به صحبت کردن. دو یا سه نفر صحبت کردند و او همچنان منتظر مانده بود تا انتخاب شود. این برای من عجیب بود و انتظارش را نداشتم. وقتی بچه‌ها متوجه می‌شوند که درک و پذیرفته شده‌اند، در رفتارشان تجدیدنظر می‌کنند.

یکی دیگر از موارد قابل توجه این بود که پدر یکی از دانش‌آموزان به مدرسه مراجعه کرد که فرزندم به سختی تکالیفش را انجام می‌دهد و میل و علاقه‌ای به نوشتن ندارد. من باید مدت زیادی را در کنارش باشم و مدام تذکر دهم تا تکالیف انجام شود. قرار بر این شد که من با ایشان صحبت کنم. در انتهای ساعت، من املای کوتاهی در حد دو جمله از ایشان گرفتم و بعد با هم صحبت کردیم. اشکالات املایی چهار کلمه بود. من گفتم:

می‌فهمم که دوست داری بازی کنی، اما همان‌طور که خودت می‌دانی برای یاد گرفتن نیاز به تمرین داریم. اگر تمرینات را درست و منظم انجام دهی، اشکالات املایی کمتری خواهی داشت.

روز بعد، تکالیف انجام شده بود و از شادی املای بدون غلط یکدیگر را در آغوش گرفتیم.

علاوه بر این‌ها، در ادامۀ یادداشت‌های گذشته باید بگویم قطعا یک رابطۀ صمیمانه و مبتنی بر توجه به احساسات، انگیزش درونی کودک را برای حفظ یک رفتار بالا خواهد برد. در این رابطه بیشتر خواهم نوشت.

شما از چه روش‌هایی استفاده کرده‌اید؟

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.